تبلیغات
روستای حصار

 
صفحات جانبی

عده ای دعوت به مهمانی شدند
در سه شب آنها پذیرایی شدند

چون شب اول شد و هنگام شام
دسته اول بشد جمعش تمام

سفره شد پهن و غذا آماده شد
نزد هركس ظرفها بنهاده شد

ناگهان هر یك ز روی حرص آز
شد به ظرف دیگری دستش دراز

هر یك از آن دیگری نانش ربود
چون به نان خود نظر كردی نبود

....  به ادامه مطلب بروید

.
.
.

گر چه هر كس سهم دیگر را بخورد
هیچ كس از سهم خود افزون نبرد

بلكه چون آشوب و دعوا شد به پا
آن جماعت را نماند عزت بجا

ریخت بسیاری غذا از ظرفها
گشت آلوده لباس و فرشها

چون گذشت آن شب ، شب دیگر رسید
امتحان جمع دیگر سر رسید

هر یك آمد در مكان خود نشست
غافل از آن كه نبود و آن كه هست

هر كسی آرام مشغول غذا
نه به چپ كردی نظر ، نی راست را

نه تعارف كرد بر اطرافیان
نه طمع ورزید او بر این و آن

هر كسی سهم خودش را خورد و رفت
همتش از خویش بالا تر نرفت

این چنین شد تا شب آخر رسید
جمع سوم یك به یك از در رسید

هر یك آمد با شكوه و با وقار
دیگری بنشاند او را در كنار

آمد آن سفره دوباره در میان
تا دهد این جمع سوم امتحان

هر كسی با نفس خود پیكار كرد
نان خود بر دیگری ایثار كرد

چون غذایش را به همسایه بداد
دیگری نانش به پیش او نهاد

جملگی با عزت و با احترام
شادمان از یكدگر خوردند شام

این جهان مهمانسرا ، ما میهمان
سهم هر یك را نهاده میزبان

خوب بنگر از كدامین دسته ای ؟
تو اسیر حرص یا وارسته ای ؟





طبقه بندی: ادبیات و شعر،
دنبالک ها: اشعار حسین پناهی، شعر امام زمان(عج)، پیغام گیر به زبان شعرا،
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 23:10 ] [ سعید سوار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :